دکتر حسین ایمانی جاجرمی عضو هئیت علمی دانشگاه تهران: تحقیق روی افکار عمومی، بستری برای مشارکت مردم در سیاست‌گذاری شهری
دکتر حسین ایمانی جاجرمی عضو هئیت علمی دانشگاه تهران: تحقیق روی افکار عمومی، بستری برای مشارکت مردم در سیاست‌گذاری شهری
چهار شنبه, 08 بهمن,1399

 نظرسنجی و تحقیقات افکار عمومی ابزار و شیوه ای است که می تواند نبض شهر و تغییر و تحولات افکار عمومی را منعکس کند و می توان آن را به مثابه ابزاری تأثیرگذار درجهت بازخورد عمومی، انعکاس تمام نمای نظر مردم و نیز فرایند سیاست گذاری محلی و شهری قلمداد نمود. از این رو سهم افکار عمومی در مدیریت شهری و محلی اهمیت دارد. به گزارش روابط عمومی ایسپا، با توجه به اهمیت افکار عمومی و نظرسنجی، گروه مطالعات توسعه شهری ایسپا مصاحبه اختصاصی با دکتر حسین ایمانی جاجرمی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران پیرامون سهم افکار عمومی در فرایند مدیریت شهری انجام داده است. 

مصاحبه کننده: محمدحسین جان بابانژاد

 

امروزه تحقیقات افکار عمومی و نظرسنجی در حوزه مطالعات شهری در دنیا چه جایگاهی دارد؟

می توان گفت، نظرسنجی و تحقیقات افکار عمومی در حوزه مدیریت شهری مربوط به پارادایم مدیریت مدرن شهری است. موضوع نظرسنجی و رضایت از عملکرد حکومت های محلی  به دهه 1920 یا 1930 در ایالات متحده امریکا باز می گردد. در امریکا حکومت های محلی جایگاه ویژه ای دارند و موظف به انتشار گزارش عملکرد نیز هستند. حکومت های محلی با مالیات مستقیم و غیرمستقیم اداره می شوند و رانت و منابع دیگری وجود ندارد؛ بنابراین موظف به شفافیت هستند. بسیاری از کشورها از جمله ایالات متحده امریکا و کشورهای انگلیسی زبان مانند استرالیا از پارادایم درآمدزایی عبور کردند و الان مساله مدیریت شهری کسب درآمد نیست، بلکه مسأله «پیدا کردن ایده هایی برای زندگی بهتر شهری» مطرح است. مثلاً شهردار جدید فرانسه که برای دومین بار در انتخاب محلی پیروز شد، شعار «شهر 15 دقیقه ای» را بیان کرده است. یعنی شهروند در یک شعاع 15 دقیقه ای امکان دسترسی به خدمات و تسهیلات شهری و رفع نیازهای روزمره را داشته باشد.

 

جایگاه افکار عمومی و سهم شهروندان در فرایند برنامه ریزی و مدیریت شهری کلانشهرها پس از انقلاب اسلامی را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا مدیریت و برنامه ریزی شهری خصوصاً در کلانشهرها مثل تهران، توانسته است افکار عمومی و شهروندان را با خود همراه سازد؟

به نظر می رسد، حوزه توسعه شهری کشور زیر سلطه پیمانکاران و مهندسان هست و بسیار فنی، عمرانی و کاسبکارانه است و ملاحظات اجتماعی و انسانی جایگاه نازلی دارند. مثلاً  پروژه ها و طرح هایی مثل «مسکن مهر»، «اقدام ملی مسکن» و یا «سیاست های واگذاری زمین مجانی و رایگان» در اوایل انقلاب ناشی از همین نگاه فن سالارانه و غیراجتماعی در حوزه توسعه شهری است. فراموش شده است که مسکن جزئی از مجموعه بزرگتر به نام «زندگی شهری» است. پیامدها و اثرات چنین رویکردی در حوزه توسعه شهری تولید و بازتولید مسائل و آسیب های مختلف شهری است، کمااینکه الان در شهرهای جدید مانند پرند و پردیس شاهد آن هستیم. 

متاسفانه مدیران و مهندسان در حوزه های اجتماعی خود را صاحب نظر می دانند. تا زمانی که فرهنگ احترام به دانش کارشناسی وجود نداشته باشد، چندان نمی توان انتظار داشت این مسأله به صورت نهادی حل شود. همه ما باید هرسال کتاب تقسیم کار دورکیم را مطالعه کنیم و درک کنیم جهان مدرن به شدت درحال تغییر و تحول است. همبستگی جامعه مدرن از نوع ارگانیک هست یعنی جامعه به شدت تخصصی شده است و در عین حال تخصص ها یکدیگر را کامل می کنند و به هم وابسته اند. در عرصه سیاست گذاری و برنامه ریزی شهری نیز همینطور است و نیاز به ارتباط و تعامل بین آنها احساس می شود.  

 نمی توان گفت بعد از انقلاب بی توجهی مطلق به حوزه اجتماعی و افکار عمومی در مدیریت شهری صورت گرفته است. برای مثال مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) نمونه ای از این توجه هست. مدیران و برنامه ریزان شهری نیز به اهمیت حوزه اجتماعی و تحقیقات افکار عمومی پی بردند و به مراکز افکارسنجی نیاز است. مثلا در دوران کرونا نظرسنجی هایی که معاونت اجتماعی شهرداری تهران راجع به نظرات و نگاه مردم در مورد ابعاد شیوع ویروس کرونا اجرا نمود، نشان از اهمیت آن دارد. 

 

از نظر شما اجرای تحقیقات، پیمایش ها و نظرسنجی های قابل اطمینان و نظام مند، می تواند مجرا و بستری برای مشارکت شهروندان در امر سیاست¬گذاری و حکمرانی شهری باشد؟ 

اجرای تحقیقات افکار عمومی و نظرسنجی های مختلف به شرطی که به مردم و شهروندان بازخورد و گزارش مستمر ارائه شود، می تواند بستری برای مشارکت مردم در حوزه برنامه ریزی و سیاست گذاری شهری باشد. البته من فکر می کنم نظرسنجی بخشی از یک پازل بزرگتر یعنی مجموعه فرهنگ سیاسی و اداری است. در یک شرایط عادی اشتراک گذاری اطلاعات و نتایج نظرسنجی می تواند داده های مربوط به وقایع را افزایش دهد، بنابراین به اطلاعات شهروندان افزوده می شود. اما بالا رفتن اطلاعات کافی نیست و پازل به چیزهای دیگری احتیاج دارد. باید یک ساز و کار دیگری هم وجود داشته باشد که مردم را در فرایند مدیریت درگیر (engage) کند. پیش شرط مشارکت افراد «درگیر کردن» آن هاست و پیش شرط درگیر کردن مردم انتشار آمار و اطلاعات منظم است. 

انتشار اطلاعات توسط شما انجام می شود ولی باید ساز و کار دیگر هم باشد که چرخ ها با هم درگیر شوند و بچرخند. مساله این است که برخی از چرخ ها شکل گرفته است اما، چرخ های واسط وجود ندارند. مثلاً  اطلاعات و نتایج نظرسنجی ها انتشار می یابد ولی اثربخشی لازم را ندارد. این اشکال مراکر نظرسنجی نیست، این مشکل به آنجا بر می گردد که چرخ های واسط غایب هستند. بنابراین انتشار اطلاعات و درگیر کردن مردم در امور محلی باعث مشارکت خواهد شد. البته نیاز هست فرهنگ مشارکت هم وجود داشته باشد.  

شنیده شدن صدای شهروندان در فرایند مدیریت شهری مهم است. مسائل شهری با تبلیغات شهری فرق دارند. شنیده شدن صدای مردم باید در جلسات تعاملی صورت گیرد. تعامل مجازی نیست، بلکه عینی و واقعی است. باید مردم در سطح محلی درگیر امور شهری شوند. جایی که شهروندان با زندگی روزمره، خرید، مدرسه یا دانشگاه، پارکینگ، زمین بازی و ... مستقیما سر و کار دارند. 

 

آیا در حال حاضر فرایند نظام مند اطلاعات و آمار در سطح مدیریت محلی وجود دارد؟ و تا چه اندازه در فرایند سیاست گذاری و برنامه ریزی شهری و محلی از شواهد و اطلاعات متقن آماری موجود که حاصل یافته ها و نتایج نظرسنجی ها، تحقیقات افکار عمومی، پیمایش ها و داده های موجود است استفاده می شود؟

آمار و اطلاعات پراکنده است. بستگی به اعضای شورای شهر یا شهردار دارد که آیا اعتقادی به آمار و اطلاعات و تحقیقات دارد یا خیر؟ یا آیا با مراکز نظرسنجی و تحقیقاتی رابطه دوستانه و خوبی اشته باشد و یا خیر؟ کارهای مختلفی در شهر تهران، تبریز یا مشهد درحال انجام است، اما نظام مند و سیستماتیک نیست. بنابراین حوزه تحقیقات افکار عمومی بسیار شخصی و فردی و چندان در حوزه شهری رشد نکرده است. 

 

مهمترین مسائل و خلأهای موجود در راستای حاکم شدن سیاست گذاری و برنامه ریزی مبتنی بر شواهد و داده های متقن آماری در مدیریت شهری کدامند؟ و چه راهکارهایی برای حل آنها وجود دارد؟

نظرسنجی و تحقیقات افکار عمومی بخشی از منابع تصمیم گیری هست. بخش دیگر به سازمان و نیروی انسانی و منابع در اختیار و مشروعیتی که سازمان و افراد دارند، برمی گردد. گزارش های پیمایش سرمایه اجتماعی نشان می دهد، بی اعتمادی مردم نسبت به مسولین در بالاترین سطح قرار دارد. مسئولان در صورتی که حرف راست هم بیان کنند، باورپذیری آن برای مردم سخت است. بنابراین اعتمادسازی مهم است. کار افکارسنجی اینجا اهمیت پیدا می کند. قبل از ورود به یک بستر اجتماعی نیازمند شناخت محیط و آمار و اطلاعات هستیم. مثلاً یک کار تحقیقاتی در شهر تهران نشان می دهد، استقبالی چندانی از خانه اسباب بازی در شمال شهر صورت نمی گیرد، اما در جنوب شهر برای بازی کودکان لیست انتظار هم وجود داشته است. بنابراین بسترهای اجتماعی مناطق متفاوت است؛ در شمال شهر خانه اسباب بازی نیاز نداریم و در مقابل منابع باید در جنوب شهر هزینه شود. افکارسنجی بسترهای اجتماعی را نشان می دهد و نحوه ورود و مداخلات توسعه ای را نشان می دهد.

باید قبول کرد، درحال حاضر کشور ما مثل یک ده دورافتاده است. سرعت ما در مقایسه با دنیا پایین است. در این شرایط باید مرتب کشورها و شهرهای مشابهِ ایران در کشورهای توسعه یافته یا حتی در حال توسعه را رصد کنیم. چون مسائل شهری و اجتماعی در کلانشهرها مشابه است. مثلا ترافیک، آلودگی هوا، نابرابری، مساله اقلیت ها و ... در شهرهای مختلف وجود دارد و مشترک است. باید مطالعات تطبیقی صورت گیرد و از تجارب شهرهای دیگر در حل مسائل و مشکلات شهری استفاده کرد. 

 

درباره ایسپا
مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) وابسته به جهاد دانشگاهی در راستای توسعه علمی و تحقیقاتی کشور و با قصد رفع نیاز سازمانها و نهادهای تصمیم گیر ، ضرورت توجه به افکار عمومی و لزوم بهره گیری از مشارکت و دیدگاههای شهروندان در بهبود و توسعه امور کشور در عرصه های مختلف، از سال 1380 فعالیت خود را آغاز کرده است.
برخی کارفرمایان
Alternate Text
Alternate Text
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2021 ispa.ir All rights reserved. Powered & Designed by WebTakin.ir