به گزارش روابط عمومی ایسپا، نشست «زیستبوم دیجیتال ایرانیان» روز سهشنبه ۳۰ تیرماه برگزار شد. مشروح صحبتهای مطرح شده در این نشست به همراه گزارش تصویری آن در این خبر آمده است.
دکتر هادی خانیکی، عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه علامه طباطبائی، با تأکید بر ضرورت بازاندیشی در فهم و سیاستگذاری اینترنت در ایران، گفت: این نشست برای من یک شروع ارزشمند است، نه یک نتیجهگیری نهایی.
وی به طور کلی انتشار عمومی دادههای یک مؤسسه معتبر سنجش افکار عمومی را اقدامی مهم دانست و افزود: «اگر این دادهها منتشر نمیشد، مخاطبان حق داشتند بپرسند این بحثها بر سر چیست؛ در حالیکه اصل موضوع، روشن شدن وضعیت کاربران و سیاستهای مرتبط با اینترنت است». ایشان با اشاره به تحولات اجتماعی سال گذشته، بر ضرورت توجه به نقش اینترنت در زندگی روزمره تأکید کرد و گفت: ما نیازمند یک بازاندیشی در فهم و سیاستگذاری اینترنت در ایران هستیم.
.jpg)
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش، اعتماد عمومی را محور مشترک بسیاری از پژوهشهای اجتماعی در ایران دانست و اظهار کرد: بعد از مطالعه دقیق این نظرسنجی و برخی نظرسنجیهای دیگر، یک فصل مشترک وجود دارد و آن توجه به میزان اعتماد کاربران و مخاطبان نسبت به سیاستگذاران است.
او با بیان اینکه کاهش سرمایه اجتماعی، نخستین پیامدش بیاعتمادی است، افزود: وقتی سرمایه اجتماعی رو به کاهش میگذارد، اولین مسئله بیاعتمادی است. مردم معمولاً میپرسند خود این موضوع مورد مطالعه ما کجاست و ما به کار نداریم که این دولت سیاستگذاری میکند یا نهادی فراتر از دولت.
خانیکی تأکید کرد که نباید اینترنت را صرفاً یک فناوری جانبی دانست و گفت: من بیشتر از آنکه درباره اینترنت به عنوان یک فناوری فکر کنم، درباره خود زیست دیجیتال فکر میکنم؛ یعنی بخشی از زندگی امروز ما که در پیوند با اینترنت، شبکههای اجتماعی و جریان داده شکل گرفته است. او افزود: اینترنت امروز در متن زندگی فردی و اجتماعی قرار دارد و با معیشت، آموزش، دسترسی به خدمات، ارتباطات خانوادگی، سلامت، اقتصاد، فرهنگ، رسانه و شکلگیری افکار عمومی در هم آمیخته است.
وی پرسش اصلی را نه میزان استفاده از اینترنت، بلکه کیفیت حضور زندگی مردم در اینترنت دانست و تصریح کرد: پرسش مهمتر این است که چه میزان از زندگی مردم در اینترنت و شبکه امتداد یافته و آن چه کیفیتی دارد؟
خانیکی با بیان اینکه تصمیمگیری درباره اینترنت نمیتواند صرفاً فنی، اداری، سیاسی یا امنیتی باشد، گفت: هر تصمیم درباره کیفیت دسترسی، فیلترینگ، اختلال یا قطع اینترنت، همزمان تصمیمی درباره اقتصاد، آموزش، ارتباطات، اعتماد عمومی و تابآوری جامعه است.
او با تأکید بر اینکه روایت بر داده مقدم است، اظهار کرد: «مقابسه ۶۷ درصد با ۴۷ درصد نیست؛ مسئله، روایتی است که شکل میگیرد و با روایتها، دادهها معنا پیدا میکنند. آیا این روایت بر شکافها شکل گرفته یا بر همبستگیها؟ مدعای من این است که روایتها روی شکافها شکل گرفته و به همین دلیل دادهها خیلی زود قطبی میشوند.
این استاد ارتباطات با اشاره به ادغام زندگی آنلاین و آفلاین در جامعه امروز ایران گفت: ما با جامعهای روبهرو هستیم که زندگی آنلاین و آفلاینش دیگر به آسانی از هم قابل تفکیک نیست. بخشی از کار، یادگیری، خرید، گفتوگو، روابط خانوادگی، فعالیت حرفهای و دسترسی به اطلاعات در شبکهها جریان دارد.
او با اشاره به موضوع اخبار جعلی افزود: اخبار جعلی در شکاف اعتماد شکل گرفت؛ بهگونهای که خبر جعلی، خبر واقعی شد و خبر واقعی، خبر جعلی. حتی اگر کسی از پدیدهای مشاهدات خودش را میگفت، در همان ابتدا با چیزی که در فضای مجازی دیده شده بود، تکذیب میشد.
خانیکی با تأکید بر اینکه اینترنت، زیرساختی فنی با آثار عمیق اجتماعی است، گفت: همانطور که در اختلال آب، برق و حملونقل زندگی اجتماعی نمیتواند پیش برود، در اختلال اینترنت هم باید به پیامدهای اجتماعی آن توجه کرد.
وی با اشاره به هزینههای قطع یا اختلال اینترنت، گفت: میشود هزینههای اختلال اینترنت را در کاهش درآمدها، محدود شدن دسترسی به خدمات، مسئله آموزش و افت کیفیت آموزش دید؛ در کنار آن هزینههای نامرئیتری هم وجود دارد که باید به آنها توجه کرد: افزایش اضطراب، گسترش شایعه، محدود شدن ارتباطات خانوادهها، کاهش امکان راستآزمایی اخبار و تضعیف اعتماد عمومی.
او تأکید کرد: مفهوم دسترسی هم باید بازتعریف شود. دسترسی فقط به معنی اتصال فنی نیست؛ کیفیت، سرعت، پایداری، امکان استفاده از خدمات مورد نیاز و برخورداری گروههای مختلف اجتماعی از فرصتهای نسبتاً برابر همگی بخشی از معنای دسترسیاند.
خانیکی در ادامه، درباره قدرت شبکه و نقش آن در توزیع پیام گفت: «در جامعه شبکهای، قدرت فقط در اختیار نهادهای رسمی نیست. بخشی از قدرت در چگونگی گردش اطلاعات، در پیوند بین کاربران، در سرعت انتشار خبر و در توانایی شکل دادن به افکار عمومی قرار دارد.
ایشان خاطرنشان کرد: شبکهها فقط اطلاعات را منتقل نمیکنند، بلکه روایت میسازند و مناسبات اجتماعی را بازآرایی میکنند. وی با اشاره به نتایج مطالعه ایسپا درباره آشنایی کاربران با هوش مصنوعی گفت: کمتر از ۴۰ درصد کاربران با هوش مصنوعی آشنا هستند؛ این یک زنگ خطر است. یعنی ما داریم از یک آینده محروم میشویم و باید به آن توجه کرد.
خانیکی در بخش دیگری از سخنانش، نقش اینترنت در بحران و جنگ را بسیار مهم دانست و گفت: در بحران، مردم بیش از هر زمان دیگری به سه امر نیاز دارند: اطلاعات معتبر، امکان ارتباط و احساس تداوم زندگی.
ایشان تأکید کرد: اینترنت بخشی از زیرساخت تابآوری اجتماعی است. تابآوری اجتماعی فقط تحمل فشار نیست؛ جامعه تابآور جامعهای است که بتواند در دل بحران، ارتباطات خود را حفظ کند.
به گفته وی، دسترسی پایدار به اطلاعات معتبر، جلوگیری از گسترش شایعه، استمرار خدمات عمومی و حفظ آرامش جامعه، بخشهای محوری امنیت پایدارند.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به یافتههای نظرسنجی درباره مخالفت کاربران با قطع اینترنت بینالملل در شرایط جنگ، گفت: این داده فقط نشاندهنده موافقت یا مخالفت با یک تصمیم فنی نیست؛ بلکه نشان میدهد کاربران دسترسی به اینترنت را در شرایط بحران بخشی از نیازهای خود میدانند.
او افزود: نگرش به قطع اینترنت بر حسب سن، سطح تحصیلات و محل سکونت یکسان نیست. این تفاوتها نشان میدهد جامعه دیجیتال، جامعه یکدستی نیست و نمیتوان سیاست واحدی بدون حساسیتهای اجتماعی برای همه گروهها در نظر گرفت.
خانیکی همچنین تصریح کرد: ۶۱ درصد مردم در همین پژوهش شما اینترنت طبقاتی را رد میکنند. این رد کردن را باید فهمید.
وی در جمعبندی دیدگاههای خود، پنج اصل را برای سیاستگذاری اینترنت ضروری دانست:
1. به رسمیت شناختن اینترنت به عنوان زیرساخت زیست اجتماعی: یعنی سیاستگذاری اینترنت باید بر مبنای میزان وابستگی واقعی زندگی مردم امروز ایران به این زیرساخت انجام شود.
2. سنجش مستمر و مستقیم تجربه کاربران: یک پژوهش مقطعی کافی نیست؛ این رصد باید منظم و پیوسته باشد، چون نگرشها، نیازها و الگوهای مصرف در حال تغییرند.
3. ارزیابی اجتماعی تصمیمها: یعنی سیاستهای اینترنتی هم باید ارزیابی پیامدهای اجتماعی داشته باشند.
4. تفکیک سیاستگذاری در شرایط عادی از مدیریت در وضعیت اضطراری: بحران نمیتواند به قاعده دائمی تبدیل شود. شرایط عادی اصل است و شرایط بحرانی استثناء.
5. مشارکت دادن جامعه در سیاستگذاری: کاربران، کسبوکارها، دانشگاهیان، متخصصان فنی، روزنامهنگاران و نهادهای مدنی باید در فهم مسئله و ارزیابی راهحلها حضور داشته باشند.
خانیکی در پایان سخنانش تأکید کرد: مسئله اصلی ما فقط اینترنت نیست، بلکه کیفیت زیست دیجیتال در ایران است. اینترنت امروز بخشی از زندگی، معیشت، ارتباطات و تابآوری جامعه شده و حکمرانی هم نباید آن را صرفاً یک مسئله فنی یا محدودکننده ببیند. نباید بیاعتمادی رسانهای را با کنترل بیشتر پاسخ داد. راهحل، اعتبار یافتن بیشتر است و این با شفافیت به دست میآید، نه با انحصار.
بنابراین باید اینترنت را به رسمیت شناخت؛ اینترنت دیگر ابزار نیست، زیستبومی است که جامعه ما روی آن بنا شده است. با زیستبوم نمیشود مثل ابزار رفتار کرد. زیست دیجیتال را نمیشود با تصمیمهای غیردیجیتال، غیرمشارکتی و فاقد داده اداره کرد.
.jpg)
دکتر احسان چیتساز، معاون سیاستگذاری و برنامهریزی توسعه فاوا و اقتصاد دیجیتال وزارت ارتباطات ضمن نقد رویکردهای سلبی در حوزه دسترسی به اینترنت، نسبت به پیامدهای مخرب فیلترینگ بر اقتصاد ملی، امنیت زیرساختها، تعمیق شکاف دیجیتال و ظهور مافیای فیلترشکن هشدار داد و بر لزوم تدوین طرح تحول و سیاستگذاری هوشمندانه در این عرصه تأکید کرد.
دکتر احسان چیتساز در ابتدای این نشست ضمن تقدیر از تلاشهای ایسپا در انجام این نظرسنجی، به بررسی ملاحظات روششناختی این پژوهش پرداخت. وی با اشاره به نرخ مشارکت ۴۲ درصدی در این نظرسنجی گفت: اگرچه این عدد نسبت به پژوهشهای مشابه نرخ همکاری خوبی است، اما سوگیری ناشی از عدم همکاری در آن جدی است و نشان میدهد مردم تمایل زیادی به همکاری و پاسخگویی در این موضوعات ندارند.
وی افزود: بهواسطه روش انجام نظرسنجی، گروههایی نظیر افراد خانهنشین، سالمندان، افراد دارای معلولیت و شاغلان کسبوکارهای خانگی (که مصرف اینترنت بالایی در پلتفرمهای بازارگاهمحور دارند) کمتر در دسترس بودهاند که این امر دادهها را تحتتأثیر قرار میدهد. همچنین پرسش حضوری درباره موضوعات حساسی چون فیلترینگ، اعتراضات و اینترنت استارلینک، منجر به عدم تمایل به اظهارنظر واقعی میشود و احتمال دارد آمار واقعی کاربران و مخاطبان در این بخشها، بیشتر از دادههای جمعآوریشده باشد.
معاون وزارت ارتباطات در بخش دیگری از سخنان خود با استقبال از دیدگاههای مخالف فیلترینگ در این نشست، به کارآمد نبودن این سیاست اشاره کرد و اظهار داشت: وقتی مشاهده میکنیم سیاستی اعمال شده که ذاتاً کارکردی ندارد و عملاً ۷۴.۴ درصد کاربران با استفاده از فیلترشکن آن را دور میزنند، تداوم آن توجیهی ندارد. این سیاست پیامدهای بسیار خطرناکی برای اقتصاد ملی، امنیت کاربران و زیرساختهای کشور به همراه داشته است. وقتی سیاستی کار نمیکند، تبعات امنیتی و اجتماعی بالایی دارد و با ایجاد دسترسیهای خاص (اینترنت طبقاتی)، احساس بیعدالتی در مردم ایجاد کرده است؛ پافشاری بر آن تنها باعث موجب نارضایتی، عصبانیت و تعمیق شکافهای درون جامعه میشود.
دکتر چیتساز با تفکیک فیلترشکنهای رایگان و پولی افزود: دادههای لایه اپراتورها نشان میدهد میزان حملات سایبری (DDoS) به زیرساختهای داخلی، از سوی اپراتورهایی که فیلترشکنهای رایگان بیشتری روی آنها استفاده میشود، به مراتب بیشتر است و اصل این حملات به همانجا بازمیگردد.
وی با انتقاد از تریدآف (مبادله) شکلگرفته در اقتصاد دیجیتال کشور که منجر به کاهش شدید سودآوری هسته ارتباطی شده است، گفت: ارزش بازار اپراتوری مانند همراه اول که در زمان عرضه اولیه حدود ۲۰ میلیارد دلار تخمین زده میشد، امروز با وجود عدم افت تجهیزات، به حدود ۴۰۰ میلیون دلار رسیده است. ما پایینترین نرخ اینترنت در جهان را در کنار اینترنتی پر از اختلال، فیلترینگ، پکتلاس و تأخیر بالا داریم. در چنین شرایطی که راهاندازی پروژه 5G نیازمند حدود ۵ میلیارد دلار سرمایه است، مجموعهای با ارزش بازار ۴۰۰ میلیون دلاری هرگز نمیتواند چنین تأمین مالیای را انجام دهد و جذب سرمایه در هسته اقتصاد دیجیتال روزبهروز محدودتر میشود.
ایشان با اشاره به آمار رشد اقتصاد دیجیتال به ۷.۱۴ درصد از تولید ناخالص داخلی، تأکید کرد: سهم هسته اقتصاد دیجیتال (اپراتورهای ارتباطی) از ۱.۷۹ درصد به ۰.۷۴ درصد کاهش یافته است. این یعنی رشد اقتصاد دیجیتال تنها در لایههای پلتفرمی و تقاضا بوده است، در حالی که زیرساختها به دلیل عدم سرمایهگذاری و فشارهای مضاعف، پیوسته در حال استهلاک هستند.
معاون سیاستگذاری توسعه فاوا با اشاره به میزان استفاده ۹۸.۴ درصدی جوانان و ۶۶ درصدی سالمندان از اینترنت، بر وجود سه سطح نابرابری در شکاف دیجیتال (دسترسی فیزیکی، کیفیت/پایداری اینترنت و مهارت استفاده مولد) تأکید کرد. وی توسعه خدمات اجباری عمومی و استفاده از راهکارهای ترکیبی را برای مناطق روستایی و صعبالعبور ضروری دانست و اشاره کرد که تمایل ۵۰ درصدی جامعه برای استفاده از اینترنت استارلینک در زمان قطعیها، زنگ خطری برای تضعیف حکمرانی ملی در این حوزه است.
دکتر چیتساز راهکار تقویت پلتفرمهای بومی را جایگزین مناسبی برای فیلترینگ دانست و تصریح کرد: اگر سیاست تقویت پلتفرمهای بومی مدنظر است، باید بر ارائه خدمات بومی، بهویژه دولت الکترونیک متمرکز شویم. این خدمات بهطور خودکار مدتزمان ماندگاری کاربر (Spending time) و مصرف محتوا را در این سکوها ارتقا میدهد؛ همانطور که پلتفرمهایی مثل «بله» با همین ساختار رشد ارگانیک داشتهاند. تصمیمگیری درباره انتخاب سرویس باید بر اساس تعرفه، کیفیت و نیاز، بر عهده خود مردم باشد، نه اعمال محدودیت.
معاون سیاستگذاری و برنامهریزی توسعه فاوا در ادامه این نشست، مخالفت ۶۱.۱ درصدی مردم با دسترسی بدون فیلتر مسئولان را نوعی بیانیه اجتماعی توصیف کرد و گفت: ادراک قواعد نابرابر، صدمه جبرانناپذیری به بنیانهای اجتماعی و اعتماد نهادی در کشور میزند. مردم احساس میکنند سیاستگذار تابع محدودیتی که برای دیگران وضع کرده نیست و این مسئله، نشانه بسیار خطرناکی برای پایداری یک اجتماع است.
وی با اشاره به آمار بالای استفاده از ابزارهای دور زدن محدودیتها افزود: استفاده ۷۴.۴ درصدی مردم از فیلترشکن، مؤید فاصله جدی میان قاعده رسمیِ تعیینشده از سوی سیاستگذار و رفتار اجتماعی مردم است. وقتی یک سیاست بهصورت گسترده در سراسر کشور دور زده میشود، هزینه اجرای آن بالا میرود و عملاً مشروعیتی برای سیاستگذاری باقی نمیگذارد؛ به عبارت دیگر، ما با این جنس سیاستها، مشروعیت حکمرانی را دچار چالش میکنیم.
دکتر چیتساز در تحلیل رفتار رسانهای مردم در زمانهای قطعی اینترنت، به دادههای قابلتأملی اشاره کرد و اظهار داشت: در زمان قطعی اینترنت، تقریباً ۳۹.۲ درصد مردم به صداوسیما، ۲۱.۳ درصد به شبکههای داخلی و ۱۴.۵ درصد به شبکههای ماهوارهای مراجعه میکنند. این دادهها نشان میدهد که قطعی اینترنت، جریان اطلاعات را محدود نمیکند، بلکه مخاطب را به سمت رسانههای جایگزین، بهویژه رسانههای غیررسمی و برونمرزی سوق میدهد و پیامد قطعی آن است که مرجعیت محتوا کاملاً دچار چالش میشود.
ایشان تصریح کرد: پایین بودن اعتماد به هر دو دسته از منابع خبری داخلی و خارجی، نشاندهنده یک بحران اعتماد عمومی نسبت به کلیت فضای رسانهای است. این آمار جریان خاصی را هدف نمیگیرد، بلکه نشان میدهد در میان مردم یک بحران اعتماد نسبت به هرگونه فضای رسانهای شکل گرفته است.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در بخش دیگری از سخنان خود با مقایسه رفتار جامعه در بحرانهای مختلف بیان کرد: میزان مخالفت با قطع اینترنت در وضعیت جنگ، بیشتر از مخالفت با آن در وضعیت اعتراضات است؛ این امر نشان میدهد که جنس صورتبندی امنیتی یک مسئله اجتماعی، میتواند وضعیت رفتار مردم را تبیین کند. از سوی دیگر، گروههای جوانتر، تحصیلکردهتر، شهرنشینتر و وابستهتر به اینترنت که به سرمایه اجتماعی نزدیکترند، مخالفت شدیدتری با قطع اینترنت دارند.
وی با پرهیز از قطبیسازی دادهها (مانند تقلیل مسئله به شکاف نسلی) و با ارجاع به «نظریه رفتار برنامهریزیشده» (Theory of Planned Behavior)، ریشههای رفتار کاربران را تحلیل کرد و گفت: رفتار (Behavior) عملاً از نگرش (Attitude) نشأت میگیرد. خود این نگرش سه متغیر ورودی دارد که به مشروعیت محتوا و ساختار پیشبینیکننده رفتار بازمیگردد. عواملی نظیر کنترل رفتاری درکشده (Perceived Behavioral Control) ــ به معنای ادراک کاربر از میزان کنترل بر کاربری خود یا همان تجربه کاربری ــ و هنجارهای ذهنی (Subjective Norms) بر این روند تأثیر میگذارند.
دکتر چیتساز افزود: قصد و تمایلِ (Intention) شکلدهنده رفتار، میتواند ناشی از هنجارهای ذهنی یا همان نگرشها و تجربه کاربری باشد. خاستگاه اجتماعی فرد با کیفیت سرمایه انسانی او همبستگی دارد و اگر نگرشی شکل نگرفته، شاید کیفیت آن سرمایه انسانی متفاوت است. البته این ادعا نیازمند پژوهشهای تکمیلی است و بهعنوان یک پژوهشگر، معتقدم گزینشی برخورد کردن با دادهها خطای بزرگی محسوب میشود.
معاون وزیر ارتباطات در بخش پایانی سخنرانی خود، اینترنت را یک زیرساخت حیاتی و مکمل خواند و با استناد به دادههای پژوهش گفت: 26 درصد از کاربران وابستگی زیاد معیشتی به اینترنت را اظهار کردهاند؛ ۲۹.۶ درصد گفتهاند در صورت تداوم قطعی، کار و درآمدشان دچار اختلال میشود و ۳۸.۸ درصد به نقش اینترنت در ارتباطات خانوادگی اشاره کردهاند. این نقش پررنگ نشان میدهد که سیاستگذار نباید بهراحتی تصمیم به قطع اینترنت بگیرد.
وی با هشدار نسبت به پیامدهای اقتصادی فیلترینگ تأکید کرد: «پفیلترینگ یک هزینه پنهان و یک بازار غیرمولد ایجاد کرده که اکنون برای خود «اتاق رسانه» دارد. این اتاق رسانه، ذینفع و تحکیمکننده همین سیاستهاست و متأسفانه علیه هرگونه حرکتی که برای اصلاح سیاستها صورت میپذیرد، اقدام میکند؛ این موضوع یک بحران حکمرانی خطرناک برای کشور است.
دکتر چیتساز در جمعبندی تحلیلهای خود اظهار نمود: فضای مجازی دامنه گستردهای از خدمات و فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی را در بر میگیرد؛ ازاینرو، خودِ اینترنت نیازمند یک طرح تحول جدی است تا هم کیفیت مطلوبی برای مردم فراهم کند و هم سیاستهای هوشمندانهتری جایگزین رویکردهای فعلی شود. شواهد پررنگی از اهمیت اجتماعی و زیرساختی اینترنت وجود دارد. سیاستگذاران باید مراقب تصمیمات خود در این حوزه باشند و با توجه به «جرم بحرانی» (Critical mass) که اقتصاد دیجیتال در تولید ناخالص داخلی دارد، بدون سیاستسنجی و در نظر گرفتن حساسیتها و پیامدها، وارد هیچگونه تصمیمگیریای نشوند.
.jpg)
دکتر محمد رهبری، پژوهشگر شبکههای اجتماعی و مشاور وزیر ارتباطات، به تحلیل دقیق دادههای این پیمایش ملی پرداخت. وی ضمن تبیین ابعاد مختلف زیستبوم دیجیتال، بر ضرورت بازنگری در سیاستگذاریهای کلان این حوزه تأکید کرد.
رهبری در ابتدای سخنان خود ضمن قدردانی از مجموعه ایسپا برای اجرای این نظرسنجی ملی اظهار داشت: این نظرسنجی یکی از جامعترین و کاملترین نظرسنجیهای ملّی در خصوص نگرش افکار عمومی به اینترنت، شبکههای اجتماعی و فضای مجازی است که میتواند مبنای تصمیمات و سیاستگذاریهای این حوزه قرار گیرد.
وی با اشاره به دادههای مربوط به مصرف اینترنت گفت: وقتی دادهها را به تفکیک متغیرهای جمعیتشناختی (سن، جنسیت، تحصیلات و محل سکونت) بررسی میکنیم، متوجه میشویم که شکاف دیجیتال به معنای خاص در کشور وجود ندارد؛ بهطوریکه میزان استفاده زنان و مردان و افراد با سطوح تحصیلات مختلف تفاوت معناداری ندارد. تنها شکاف دیجیتال مشهود در دادهها، شکاف سنی است؛ بهگونهای که افراد بالای ۵۰ سال، با اختلافی بیش از ۳۰ درصد نسبت به گروه زیر ۵۰ سال، کمتر از اینترنت استفاده میکنند.
مشاور وزیر ارتباطات با اشاره به شرایط خاص زمان انجام نظرسنجی (هفته پایانی خردادماه پس از دوره ۸۸ روزه قطعی اینترنت) تصریح کرد: «پشاهد دو اتفاق همزمان در دادهها هستیم. نخست افزایش چشمگیر مراجعه به پلتفرمهای داخلی؛ بهطوریکه برخی پلتفرمها مانند «بله» و «روبیکا»، رشد بسیار معناداری داشتند و نوعی مهاجرت به پلتفرمهای داخلی رخ داد. با این حال، نکته مهم این است که مردم پلتفرمهای خارجی را کنار نگذاشتهاند. دادهها نشان میدهد که همچنان بخش اصلی ترافیک و ساعات مصرف کاربران در شبکههای اجتماعی خارجی صرف میشود و مصرف روزانه آنها به مراتب بیشتر از شبکههای اجتماعی داخلی است.
وی در خصوص اعتماد به محتواهای خبری نیز افزود: در این نظرسنجی، اعتماد به اخبارِ درون پلتفرمها سنجیده شد که نتایج حاکی از اعتماد بیشتر مردم به اخبار منتشرشده در پلتفرمهای داخلی است.
دکتر رهبری با تأکید بر اهمیت دادههای مربوط به قطعی اینترنت بیان کرد: اکثریت کاربران معتقدند که اینترنت نباید قطع شود؛ این اعتقاد در زمان جنگ پررنگتر است و نزدیک به دوسوم مردم چنین نگرشی دارند. این عدد برای افراد زیر ۳۰ سال ۷۵ درصد و برای ساکنین مراکز استانها ۷۳ درصد است. همچنین، نتایج نشان میدهد که اکثر کاربران، بهویژه افراد تحصیلکرده، جوانان و ساکنین مراکز استانها، از بازگشایی اینترنت استقبال کردند و اساساً از سیاست قطعی اینترنت دفاع نمیکنند.
این پژوهشگر شبکههای اجتماعی با اشاره به تأثیر قطعی اینترنت بر خشم اجتماعی گفت: خشم یکی از عوامل اصلی ایجاد ناآرامی اجتماعی است. طبق این نظرسنجی، ۴۷ درصد کاربران (و ۵۳ درصد در مراکز استانها) اعلام کردند که در صورت قطعی اینترنت دچار خشم میشوند. این عدد بسیار مهم است و باید در مدیریت امنیت کشور لحاظ شود. علاوه بر این، حدود ۲۶ درصد از کاربران (و ۳۳ درصد از مردان) اظهار داشتهاند که قطعی اینترنت مستقیماً به معیشت و درآمد آنها آسیب میزند.
دکتر رهبری با اشاره به آمار بالای استفاده از فیلترشکنها اظهار داشت: ۷۴.۴ درصد کاربران از فیلترشکن استفاده میکنند که این میزان در میان جوانان زیر ۳۰ سال به ۸۵ درصد میرسد. این وضعیت بسیار نگرانکننده است، چرا که میتواند گوشیهای کاربران را به ابزاری برای ایجاد آلودگی در شبکه و تهدید امنیت ملی تبدیل کند.
وی با ارائه برآوردی مالی در این باره افزود: با فرض جمعیت ۶۵ میلیونی کاربران بالای ۱۵ سال، ماهانه بین ۱۱ تا ۱۵ هزار میلیارد تومان (همت) صرف خرید فیلترشکن میشود. این عدد بیانگر سود سرشار در بازار فیلترشکنفروشی است و نشان میدهد سیاستهای فعلی فیلترینگ نیازمند ارزیابی مجدد و تجدیدنظر فوری است.
مشاور وزیر ارتباطات، درباره پدیده اینترنت ماهوارهای (استارلینک) گفت: فراگیری استارلینک میتواند حکمرانی دیجیتال را به شدت آسیبپذیر کند. تمایل ۴۳ درصدی کاربران به آشنایی با استارلینک (که در میان تحصیلکردگان به ۶۱ درصد میرسد)، نشان میدهد که نمیتوان صرفاً با منع قانونی جلوی مصرف آن را گرفت. در واقع، گرانی استارلینک یا عدم دسترسی به راهکارِ استفاده از آن، مانع اصلی است، نه صرفاً محدودیتهای قانونی.
وی در ادامه با تحلیل تقاطعی دادهها تصریح کرد: بین نارضایتی از سیاستهای کنونی و تمایل به استفاده از استارلینک رابطه مستقیم وجود دارد؛ به طوری که ۹۴.۵ درصدِ مخالفان قطع اینترنت در زمان جنگ، تمایل به استفاده از استارلینک دارند. این ارقام نشان میدهد که تداوم سیاستهای فعلی، ناخواسته امنیت کشور را در برابر جایگزینهای دیگر آسیبپذیرتر میکند.
دکتر رهبری در پایان جمعبندی خود از تقسیمبندی کاربران اینترنت گفت: در دادهها با یک اقلیت ۲۰ تا ۲۵ درصدی مواجه هستیم که از شبکههای داخلی استفاده میکنند، با قطع اینترنت موافقاند و فیلترشکن استفاده نمیکنند. ذیل این گروه، یک اقلیت ۱۲-۱۳ درصدی نیز وجود دارد که کلاً مخالف رفع فیلترینگ هستند. در مقابل، حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد کاربران قرار دارند که با قطع اینترنت مخالفاند، از فیلترشکن استفاده میکنند، از سرعت اینترنت ناراضی هستند و طرفدار بازگشایی و رفع فیلترینگاند. این الگو نشان میدهد که باید در تحلیلهای کلان به شکاف میان این دو بخش از جامعه توجه ویژهای داشت.
.jpg)
آرش وکیلیان، مدیرکل امور فرهنگی و اجتماعی مرکز ملی فضای مجازی، با اشاره به نتایج تطبیقی پیمایشهای انجامشده، به تحلیل الگوهای مصرف رسانههای اجتماعی، ویژگیهای دموگرافیک کاربران، و برخی ملاحظات سیاستی در حوزه فضای مجازی پرداخت.
وی در ابتدای سخنان خود با بیان اینکه بخشی از نتایج نظرسنجی ایسپا را با دادههای حاصل از پژوهشهای مرکز ملی فضای مجازی و دانشگاه تهران مقایسه کرده است، گفت: من یکسری از نتایج این نظرسنجی که توسط ایسپا انجام شده بود را با پیمایشهایی که مرکز ملی فضای مجازی انجام داده بود، مقایسه کردهام که در مواردی به دقت تحلیل کمک میکند. گر چه طراحی سوالات هم، دقت خاصی را میطلبد که در ادامه اشاره میکنم.
وکیلیان با تأکید بر اینکه مسئله اصلی در تحلیل مصرف رسانههای اجتماعی، صرفاً تعداد کاربران فعال روزانه نیست، افزود: بیشتر مباحث بنده حول همین بحث رسانههای اجتماعی هست که اهمیت خاصی دارد. در مورد بحث مصرف رسانههای اجتماعی، آن عاملی که الان خیلی چشمگیر هست، تعداد کاربر فعال روزانه بین داخلی و خارجی نیست، بلکه کاربر پرمصرف داخلی و خارجی هست.
او با اشاره به برابری نسبی تعداد کاربران داخلی و خارجی در سطح جامعه، گفت در میان کاربران پرمصرف، سهم پلتفرمهای خارجی همچنان قابلتوجهتر است و این موضوع در دادههای مرکز ملی نیز تأیید شده است.
مدیرکل امور فرهنگی و اجتماعی مرکز ملی فضای مجازی با اشاره به تحلیل خوشهبندی انجامشده بر پایه دادههای دموگرافیک، زمینهای و گرایشهای سیاسی و اعتقادی کاربران توضیح داد که شش گونه کاربری در این پژوهش شناسایی شده است. او در این زمینه گفت:
در این اطلاعاتی که ارائه شده، میبینیم که ما در بین کاربران، تعداد کل کاربران استفادهی داخلی و خارجی تقریباً به یک سطح مساوی در جامعه رسیدهایم؛ ولی در بین کاربران پرمصرفِ خارجی نسبت به کاربران پرمصرفِ داخلی، ما یک غلبهی قابلتوجهی داریم.
وی ادامه داد که گونههای ۵ و ۶ بیشتر مصرفکننده اینستاگرام و تلگرام هستند و در مقابل، گونههای ۱ و ۲ بیشتر به سمت سکوهای داخلی گرایش دارند. او همچنین افزود که گونههای میانی، الگوی مصرف ترکیبی دارند. وکیلیان با اشاره به تفاوتهای جمعیتی میان گونهها گفت: مثلاً گونهٔ ۴ گونهای است که در آن زنان خانهدار غلبه دارند. گونهٔ ۱ گونهای هست که در آن افراد شهرستانی یا تحصیلات پایینتر غلبه دارند. در گونهی ۶ افراد با تحصیلات بالاتر غلبه دارند.
او در ادامه با اشاره به تفاوتهای نگرشی میان گونههای کاربری تصریح کرد: گونهٔ ۱ و ۲ ملیگرایی خیلی بیشتری دارند؛ گونهٔ ۵ و ۶ ملیگرایی کمتری دارند و این نوع مصرفشان را هم میتواند توضیح بدهد. یعنی افرادی که خب میل مهاجرت بالاتری دارند، طبعاً سکو را هم به عنوان یک بستری برای ارضای آن میل مهاجرت میبینند.
وی تأکید کرد که این تحلیلها بر پایه همبستگی است و نه علیت قطعی، و افزود: علتش حدس من است، مطالعهی عِلّی انجام نشده، حدسی است که در حال حاضر گفته میشود.
در بخش دیگری از سخنان خود، وکیلیان با اشاره به وابستگی اقتصادی و فرهنگی به شبکههای اجتماعی خارجی گفت: در بحث وابستگی اقتصادی به رسانههای اجتماعی خارجی، در حوزهٔ وابستگی به کل بحث اینترنت، وابستگی اقتصادی قابلتوجه است؛ اما درصد وابستگی به شبکههای اجتماعی خارجی از جهت اقتصادی، حدود ۲۰ درصد است؛ مطالعات دیگر هم همین را نشان میدهد. ولی وابستگی فرهنگی-اجتماعی به شبکهٔ اجتماعیِ خارجی خیلی بالاست. او همچنین تأکید کرد که باید میان وابستگی معیشتی و وابستگی به اینترنت یا شبکه اجتماعی تفکیک قائل شد.
وکیلیان در ادامه با اشاره به تجربیات مربوط به قطع اینترنت در شرایط بحرانی و همزمانی آن با حملات سایبری گفت: اینکه اینترنت قطع شد و بر خدمات بانکی تأثیر گذاشت، سوال این است آیا مگر خدمات بانکی روی اینترنت ارائه میشود؟ خدمات بانکی در ایران در دسترس است. چه اتفاقی افتاد زمان جنگ؟ بهخاطر حملهی سایبری، همزمان این هم قطع شده است و پاسخگو نمیتواند اینها را از هم تفکیک کند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به این نکته پرداخت که در زمان تصمیمگیریهای سخت، دولت باید میان اتصال پایدار اینترنت و پرهیز از برخی تصمیمهای پرهزینه، از جمله افزایش قیمت بنزین، موازنه برقرار کند. او گفت: این سؤال پیش میآید که دولت باید یک انتخابی بکند؛ اینترنت را به اصطلاح همیشه وصل نگه دارد ولی تصمیمی که جامعه را خشمگین میکند مثل افزایش قیمت بنزین را نباید انجام بدهد ...
او با اشاره به تجربههای جهانی و اظهارنظرهای مطرحشده در اروپا، تأکید کرد که هم «خشم ناشی از قطع» و هم «خشم ناشی از اتصال» قابلتوجه است و دولت باید هر دو را در سیاستگذاری در نظر بگیرد. ما یک خشم ناشی از قطع داریم، یک خشم ناشی از اتصال داریم؛ و دادهکاویهایی که ما انجام دادیم در مقاطع خاصی بهخصوص نزدیک ۱۸ دی، ما خشم ناشی از اتصال داریم، بعدش که قطع میشود خشم ناشی از قطع داریم!
وکیلیان در بخش پایانی سخنان خود بر لزوم تفکیک وظایف شورای عالی فضای مجازی و شورای عالی امنیت ملی تأکید کرد و گفت: بحث قطع، در شُعام بحث میشود؛ شورای عالی امنیت ملی. هیچ مصوبهای از شورای عالی فضای مجازی برای قطعی اینترنت وجود ندارد؛ و همهی مصوبات این حوزه چه محدود، چه کلی، در شورای عالی امنیت ملی تصمیمگیری میشود.
او با اشاره به سیاستهای مربوط به حکمرانیپذیری، احراز هویت، حکمرانی داده، شفافیت فعالیتها، کیفیت دسترسی، ضوابط ارائه خدمات و انتشار محتوا، تأکید کرد که مسئله اصلی سیاستگذاری فضای مجازی، «قطع اینترنت» نیست.
وی همچنین درباره مسیرهای بازگشایی سکوها و سیاستهای مرتبط با مهاجرت به سکوهای داخلی توضیح داد و گفت بخشی از برنامهها در این حوزه پیشرفت داشته، اما برخی موارد همچنان نیازمند اجرا و تکمیل است. او درباره اینستاگرام نیز تصریح کرد که بهدلیل چالشهای حکمرانیپذیری، این موضوع در فاز سوم قرار گرفته است.
در پایان، وکیلیان با تأکید بر اینکه «قطع» راهحل نیست، گفت: در نهایت ما قطع را راهحل نمیدانیم، فیلترینگ در کل یک راهحل نیست؛ یعنی ما در نهایت به سمت حاکمیتپذیریِ بدون فیلتر باید حرکت کنیم.