گام آخر ماه عسل؛ بی تیر بی نشان
گام آخر ماه عسل؛ بی تیر بی نشان
شنبه, 02 تیر,1397

گام آخر ماه عسل؛ بی تیر بی نشان

سالیان متمادی است که شادابی و سرزندگی حلقه مفقود زندگی شهری شده است. جوامع شهری با مسائل و معضلات اجتماعی گوناگونی روبه رو هستند. فشارهای ناشی از مشکلات اقتصادی و اجتماعی، کار و فعالیت های مستمر برای تأمین زندگی، کمبود زمان و فضای کافی جهت تفریح و گذراندن اوقات فراغت، فضاهای یکنواخت شهری و سایر مشکلات زندگی شهری، همگی نقش مهمی را در کاهش کیفیت زندگی دارد و نهایتا موجب کاهش سرزندگی در میان افراد جامعه می شود. پر بی راه نیست که خبر کوتاه اما تأمل برانگیز رییس انجمن آسیب شناسی ایران مبنی بر اینکه ایران جز 10 کشور نخست در افسردگی[۱] است، دور از ذهن باشد.

 امروزه رسانه ها می توانند بار عمده ای از «سرزندگی اجتماعی» را بر دوش بگیرند، به خصوص رسانه های دیداری- شنیداری می توانند با ارائه برنامه های متنوع و شادی آفرین با توجه به معیارهای لازم و متداول و حفظ شئونات آن جامعه، تاثیر مثبت و امید بخش بر مخاطبان خود بگذارد ولی واقعیت این است که اکثر رسانه ها در بحث نشاط و انتقال آن به جامعه کار چندانی انجام نداده اند و از وظیفه اصلی خود به گونه ای منحرف شده اند. از دیرباز رقابت در عرصه تولید محتوای رسانه دو روی سکه داشته است. یک رو موجب شکوفای استعداد تولیدکننده و ارتقای کیفیت زندگی مصرف کننده دارد و روی دیگر صرفا افزایش خلاقیت تولیدکننده در دوباره تولید همزاد محصول از ینگه دنیا است. در این سال ها شاهد تولید هر دو روی سکه بدون در نظر گرفتن اثراتش بر زندگی مخاطب بودیم. طبق نظرسنجی ایسپا در سال 139۵، 25 درصد مردم رسانه ملی را در ماه مبارک رمضان تماشا کرده اند.

 همچنین در نظرسنجی نوروزی 1397 ایسپا 21.۴ درصد مردم ایران در ایام عید نوروز  برنامه های تلویزیونی را دنبال کرده اند. اگر درصد این دو نظرسنجی در دو سال 139۵ و 1397 را کنار یکدیگر بگذاریم در می یابیم که جهت دهی و اثرگذاری رسانه ملی بر افکارعمومی 2۵ درصد مردم معادل 20 میلیون و سیصد و هفتاد و هفت هزار نفر است. در روزهای طولانی ماه مبارک زمان، نزدیک به غروب بینندگان رسانه گمان میرود افزایش پیدا می کند. کارنامه تلویزیون با برنامه هایی با موضوعات ناراحت کننده درخشان است. و سردمدار این برنامه ها، ماه عسل است. این ویژه برنامه، یک برنامه  گفتگو محور است که  با موضوع  بخشش، تلاش و پشتکار مثال زدنی برای مخاطبین ارائه می نماید. میهمانان این برنامه، از افرادی انتخاب شده اند که از لحاظ اجتماعی، فرهنگی، علمی و … در شرایط خاص قرار دارند. هرچند امسال مهمان های سفارشی شده بیشتر از سال های قبل بود و برنامه پایانی با حضور یک بازیگر و سلبریتی برای تبلیغ برنامه تلویزیونی اش به اتمام رسید. حدود یک و ساعت نیم از انواع و اقسام مشکلات، سختی ها، نداری ها و هرآنچه که طعم دهان ببینده را تلخ کند، به نمایش می گذارد تا شاید نیمی از مخاطبان خدا را شکر کنند که مشکلاتشان به غیر از مشکلات مطرح شده است و نیمی دیگر بیشتر از گذشته در غم خود گم شوند. به گمان نویسنده طبیعی است گوی سبقت در افسردگی بعد از دیدن برنامه ماه عسل چه در قشر متوسط و چه در قشر پایین گرفته شود و سرزندگی اجتماعی به حداقل میزان خود برسد.

به دور از انصاف است که برنامه احسان علیخانی و تیم جوانش را فقط با عینک بدبینانه نگاه کنیم. در میان روایت های عجیب زندگی های تلخ چندین روایت شیرین مانند تولید «واکسن HPV » هم مطرح شد که باعث خوشحالی است و یا طرح «آزادسازی زندانیان غیرعمد» زیباترین اثر این برنامه است. اما تبدیل شدن برنامه به خیریۀ روی آنتن آسیب های خفته ای دارد که بدون توجه به آن ایدۀ «قهرمان من» پا گرفت و با رای دهی مخاطبین به زندگی مصیبت زده دیگری به تکامل رسید. درواقع این رای دادن ها به سختی های زندگی دیگری، رای دادن به ناکارآمدی سیستم حکومت است. چرا که فقر انتخاب نیست، معلول یک اجتماع ناکارآمد است، با کلیپ ساختن و جایزه های چندمیلیونی هم حل نمی شود. کار میدانی و پیمایش اجتماعی و ترویج نهادهای توانمندساز می خواهد. اما در این دنیای فراموش کاری و هزاران مشغله ذهنی باز وجود برنامه ماه عسل می تواند تلنگر کوچکی باشد برای هوشیاری اگر هنوز امید به هوشیار شدن باشد!

به گمانم تهیه کننده برنامه به عواقب پنهان و آسیب های بعد از اتمام مسابقه فکر چندانی نکرده است. چرا که اگر «پوریا و مادرش» برنده جایزه اصلی نشود، تمام آرزوهایش که به خانه داشتن خلاصه می شد رنگ می بازد و احساس طرد اجتماعی اگر باعث خودکشی خودخواهانه که علتش عدم انسجام اجتماعی است، نشود به میزان افسردگی فرد می افزاید. آن زن سرپرست خانوار مضطرب از رای دهی نهایی مردم بر روی صحنه ی نمایش آمد تا ببرد و حتی تصور باختن هم نداشت. و یا آن مرد شریفی که درآمدش از راه جمع آوری کارتن از سطح شهر است اگر رای نیاورد با احساس دوست داشته نشدن از طرف مردم چگونه کنار میاید؟ چوپان راستگو میزان صداقت و فداکاریش در نظر ببیندگان چقدر ارزش مادی دارد؟ اگر بچه های سرپل ذهاب که با تمام امید دنیای کودکی شان از نداشتن خانه و گرم بودن کانکس ها و درآمدزایی برای ساختن خانه های ضدلزلزله فیلم ساخته اند، رتبه اول نیاورند، چه احساسی به آنها دست می دهد؟ جز اینکه پیش خود فکر کنند مردم ایران به فکرشان نیستند؟ و زلزله کرمانشاه باعث تنهاتر شدن شان شده است. و هزاران فکر تلخ دیگر که باعث کدورت روان کودکان نسبت به هموطنان شان می شود.

 از قبل قرار بر جایزه دادن به سه رتبه اول بود اما در روز پایانی زمانی که اشک های پوریا و مادرش در دوربین به نمایش گذاشته شد، احسان علیخانی و تهیه کننده تصمیم گرفتند به هر چهار شرکت کننده جایزه بدهند! بهتر نبود از ابتدای شروع مسابقه، اعلام می کردند که به همه منتخبین جایزه تعلق می گیرد قبل از جاری شدن اشک های پسربچه ارزش مادی رتبه اول ماشین سراتو معادل 200میلیون، رتبه دوم 50 میلیون، رتبه سوم 20 میلیون و با تصمیم ناگهانی تهیه کننده رتبه چهارم نیز 20 میلیون تومان جایزه برد. در میان شادی های همراه با اشک کودکان سرپل ذهاب به خاطر برد جایزه 200 میلیون تومانی، پوریا همچنان ناراحت از اینکه هیچ رتبه ای نصیبش نشده بود که از طرف مسئولین صدا و سیما اعلام کردند که علاوه بر 20 میلیون، پنج میلیون دیگر هم به پوریا می دهند تا لبخند بزند! اما این تصمیم احساساتی و ناگهانی باعث شد چوپان راستگو که رتبه سوم را آورده ناراحت شود! مگر داستان او چه فرقی با داستان پوریا و مادرش دارد؟ برای همین مجدد اعلام شد که به همه ۵ میلیون اضافه تر جایزه نقدی می دهند!

شاید پوریا پسربچه هفت ساله، هیچ وقت با کودکان سرپل ذهاب در خاطره اش دوست و همراه نباشد و تا بزرگسالی این تفکر که اگر آنها نبودند من 200 میلیون برده بودم، رهایش نکند و یا افکار دیگری که سراغ دیگر شرکت کنندگان برود. چه کسی مسئولیت عواقب احساس احتمالی طرد اجتماعی در قبال برنده نشدن جایزه بزرگ در مسابقه را برعهده می گیرد؟ ماه مبارک رمضان، ماه مهربانی است نه ماه ایجاد کینه و کدورت اجتماعی هموطن علیه دیگری و این برنامه باید آغازگر مسیر مهربانی و نوع دوستی باشد. «مسابقه قهرمان من» ماه عسل می توانست بر سکوی نخست قهرمانی بنشیند اما تیر آخر او دقت کافی برای مخاطبان جامعه امروز ایران نداشت. تیری رها شد، بی نشان در تاریکی جامعه ای که جای برخی مسئولیت ها و وظایف مهم در آن گم شده است.

یادداشت منتشرشده از زهراسادات روح الامین در پایگاه خبرگزاری بین المللی شفقنا به تاریخ 1397.4.2/ کد خبر : 588667

 [۱] خبرگزاری ایلنا به تاریخ۱۳۹۷.۳.۱۲

درباره ایسپا
مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) وابسته به جهاد دانشگاهی در راستای توسعه علمی و تحقیقاتی کشور و با قصد رفع نیاز سازمانها و نهادهای تصمیم گیر ، ضرورت توجه به افکار عمومی و لزوم بهره گیری از مشارکت و دیدگاههای شهروندان در بهبود و توسعه امور کشور در عرصه های مختلف، از سال 1380 فعالیت خود را آغاز کرده است.
برخی کارفرمایان
Alternate Text
Alternate Text
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2018 ispa.ir All rights reserved. Powered & Designed by WebTakin.ir